وعده آمدنت از چه غلط شد بابا...
می شود باز تو در خانه ما پا بنهی...
میشود باز مرا در بغلت جا بدهی...
دل من تنگ برای بغلت شد بابا...
وعده آمدنت از چه غلط شد بابا...
می شود باز تو در خانه ما پا بنهی...
میشود باز مرا در بغلت جا بدهی...
دل من تنگ برای بغلت شد بابا...
وعده آمدنت از چه غلط شد بابا...
مهربانم! شرمنده که هیچ وقت خوبی هایت را به “اشتراک” نگذاشته ام

مَـــعنـآی
خـآمــوشی اَمــ . . .
بهـ یــآدَتــــــ
نَـبـودَن نیسـتـــــ . . .
آقـــآی خـوبَـمـ (!)
مَـ/ـن
فَــقط
زَبـــآنَـمـ
اَز
شَــرمَنـدِگـی
// لـآل // شُـده . . .
+التمــــــآس دعـــــــآ ...![]()

طرح نوشت:
سالروز ورود غرور آفرین امام امت به میهن اسلامی مان گرامی باد.
اگر امروز میبینے کمے ساکتیم..
اگر امروز بچه حزب اللهے ها تقریبا رو حالت "هیدטּ" هستند!
اگر امروز بدحجاب میبینیم
و خوטּ دل میخوریم و هیچے نمیگیم!
اگر امروز تیپماטּ را مسخره میکنند
و حتے نگاهمان از روے زمین برداشته نمیشود!
اگر امروز نامماטּ"اُمل"شده
و حتی خم به ابرو نمی آوریم!
اگر امروز توے دلماטּ آشوب است ولے لبخند روے لب هایماטּ!
اگه امروز..
سکوت و صبوریم را به حساب ضعف و بے کسے ام نگذار
دلم به کسی خوش است که حتے ندیدمش..

امروز..........گلزارشهدا........
من.......
بــــ ا بـــ ا...........
امروز،گلـــزارشهدا.......
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آشفته نوشت:
پراکندگی کلمات وجملات رابگذاریدپای آشفتگی............!!
ما نیز باید قدری تامل کنیم و بگوییم با این وجود ما چرا نشسته و دست روی دست گذاشته ایم!

![]()
آقاجان!
آلودگی دلهــــــایمان از حد هشــــــدار فراتر رفته
نفس هایمان به شــــــماره افتاده
سالهاست زندگیمان تعطیـــــــل رسمی است...
هوای باریدن نداری مولا جــــــان؟!؟
اللم عجل الولیک الفرج...


بــابـــــا آبــــــ داد
بــابـــــا نــــــان داد
بعــــــدش جنگـــــ شد
بــابـــــا جـــــــــون داد...
(برگرفته ازوبلاگ دختران بالطافت قرن۲۱)
برای آرام کردنش، به جای اینکه سرش را بر دامان پدرانه ای بگذارد،
سر پدر را بر دامان کودکانه اش می گذارند.
یاحسیـــــــــــــــن...
ابــوالفــــــــضل ...
وقـــتــــــــــی با خــــدا دســــت داد...
دو دســـــتش را عـــاشقـــــــــــــــــانه داد...
یا ماه بنی هاشم (ع)...
الـ تــماس دعـ ـ ـا
قصه ی رقیـه به سر رسید وقتی به سـ♥ــر رسیـد...
یـ ـ ـ ـ ـا رقــــیـ ـ ـ ـ ــﮧ
![]()
اما ما حسینی نشدیم ...

محرم شد و دلها شکست
از غم زینب، دل زهرا شکست
باز محرم شد و لب تشنه شد
از عطش خاک، کمرها شکست
آب در این تشنگی از خود گذشت
چله به خون شد دل صحرا شکست
قاسم و لیلا همه در خون شدند
این چه غمی بود که دنیا شکست
فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد


+امام خمینی (ره) : شعار مرگ بر آمریکا را کسی به این ملت یاد نداد , این شعار از جان مردم بلند شد .

4روز مــآنــבه بـــﮧ مُــصــیــبــت...
بـــﮧ عَــزآבآر ے...
بـــﮧجــنــوטּ...
چَــنــב روز בیــگــر زیــنــب بــﮯ بــرآבر مــﮯ شــود...
پــבر بــﮯ پــســر مــﮯ شــوב...
مــآבر بــﮯ تــآب مــﮯشــوב...
چــنــב روز בیــگــر آب بــســتـــﮧ مــﮯشــوב...
مُــشــک مــﮯافــتــב...
حُــســیــن بــﮯ بــرآבر مــﮯشــوב...
سلام...این ادرس وبلاگ جدیدی هست که بادوستان بازکردیم...برای اشنایی بیشترباشهدای مدرسه شاهدنورالزهراء
http://pakbazaneasemane.blogfa.com/
ممنونم ازهمتون...یاحسین ع
به نظاره بنشینم...
![]()
امشب از آن شب هاست ....
ازهمان شبهایی که دلم میخواهد کمی ... غرق ِ خودم باشم.......
کمی خنده .... کمی گریــــه..... کمی هم دلهره.....
از همان دلهره های بی هوا...... که می آیند و ترس به جان آدم
می اندازند...... بعد بیصدا میروند... انگار نه انگار که دردلم غوغایی
به پا کرده اند....

جای خالی بـــــا بـــــا را....
مادرمی داند......
این صبراست که نمی داندچه می کشد....مادر...
کودکانه نوشت:
دلم برای همه ی مهربانی ها تنگ شده است.

دستانت را دربرابرم مشت ميكني
و مي پرسي
گل يا پوچ؟
و من در دلم ميگويم
فقط دستانت بابا...................
بی قرارنوشت:
بعضی وقت ها،
نمی دانم،
در میان این گرد و غبار،
با که می توان از بی قراری گفت؟!...